✍️ سید هادی عظیمی
عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی معلمان ایران
و پژوهشگر مسائل ایران
ایران در یکی از سختترین شرایطی قرار دارد که در طول تاریخ کهن خود به چشم دیده است. شرایطی که بیراه نیست اگر عنوان ابربحران بر آن گذاشته شود. فشارهای خارجی از یک سو و نارضایتی داخلی از سوی دیگر بر شدت و میزان بحران میافزاید .سوال مهمی که به وجود میآید ایناست که آیا عبور از این بحران ممکن است؟ برای پاسخ به سوال فوق، تحلیل واقعی شرایط موجود گام اول است تا بتوان با فهم واقعیتهای موجود به این پرداخت که آیا امکان عبور از بحران وجود دارد؟ برای فهم درست شرایط موجود به سه عامل مهم شکلگیری ابربحران فعلی اشاره میشود:
- پروژهای برای ایران: شرایطی که تحریمها برای ایران به وجود آورده است در طول ۲۰سال گذشته و به تدریج شکل گرفتهاند. مسئله هستهای برای آمریکا و متحدانش بهانه مناسبی بود تا ایران را به عنوان یک عنصر نامطلوب در عرصه جهانی نشان دهند. کتاب هنر تحریم ها نوشته ریچارد نفیو از جمله اسنادی است که نشان میدهد آمریکا در مورد تحریم ایران هوشمندانه و هدفمند عمل کرده است. وی توضیح میدهد که تحریمها را چه زمانی، چگونه و برکجا میتوان وارد کرد و در عین حال، استقامت طرف مورد تحریم را چگونه و براساس چه شاخصهایی میتوان سنجید و تحریمها را چگونه متناسب با این شاخصها، تنظیم و بازتنظیم کرد که بیشترین تأثیر را برجای بگذارد بهطوری که در نهایت دیپلماسی وارد شده و نفع حداکثری را برای تحریمگذار به ارمغان بیاورد. این روند علی رغم اینکه ایران همواره بر استفاده از انرژی هسته ای صلح آمیز تاکید داشته است موفق شده است به اهداف خود دست یاید. با توجه به نشانههای مختلف ، تحریم ها بخشی از یک پروژه برای زمینگیر کردن ایران بودهاند. پروژه ای که با تغییر روسای جمهور آمریکادر طول ۲۰سال گذشته در شکل و نحوه آن تغییراتی ایجاد شده است ولی پیگیری مستمر آن متوقف نمی شود. این پروژه بر کنترل ایران ، ، تامین منافع اسرائیل در منطقه و اجرای طرح های راهبردی آمریکا تاکید دارد. فهم بحرانهای بینالمللی ایران در شرایط موجود بدون فهم این پروژه ناممکن است. هدف اصلی این پروژه شکل گیری یک ایرانی است که مزاحمتی برای آمریکا نداشته باشد. مسئله هسته ای بهترین بهانه برای پیشبرد این پروژه محسوب میشد .
- نارضایتی اجتماعی و اقتصادی : در شرایط موجود نارضایتی اجتماعی و اقتصادی امری پنهان نیست. تحریمهای کمرشکن سالهای گذشته در کنار فشارهای اجتماعی و فرهنگی بر جامعه ، نادیده گرفتن دیدگاههای بخشهای مهمی از جامعه ،برنامههای غلط اقتصادی ، گسترش رانت و بی عدالتی و مانند این ها نارضاتی گسترده اجتماعی و اقتصادی را ایجاد کرده است. درمورادی زیست مسئولان بر شدت این نارضایتی می افزاید.آموزههای رسمی آموزش و پرورش و نهاد های رسمی فرهنگی با آنچه در بین اکثریت جامعه میگذرد ناهمخوانی و گاهی تضاد شدیدی دارند .جامعه ایران در طول دهههای گذشته با افزایش سواد و تحصیلات متفاوت شده است. این روند نیز از دورن بر نارضایتی اجتماعی و فرهنگی میافزاید.
- تعلیق در سیاست: در طول سالهای گذشته به تدریج از شرکت کنندگان از انتخاباتهای مختلف کاسته شد .این روند کاهشی نشانه بارزی از فضای موجود در عرصه سیاست ایران را نشان میدهد. ناامیدی بخش مهمی از جامعه ازاینکه بتوانند از طریق سیاست مشکل خود را حل کنند مهمترین عامل شکل گیری فضای موجود است. عدم تحولات مورد نظر جامعه موجب این شد که گفتمان اصلاحگرا نیز به تدریج به افول برسد و توان کافی برای بروز و ظهور اجتماعی و سیاسی نداشته باشد. فاصلهای که بین جامعه و سیاست رسمی به وجود آمده است نیازمند بازنگریهای اساسی برای حضور سلیقههای متنوعتر در عرصه سیاست و انتخابات بود تا جامعه را ترغیب و امیدوار سازد. این روند سیاست را به تعلیق برد و عملا جنبههای خصومت آمیزو آنتاگونیستی را به محیطی خارج از فضای سیاسی برد و موجب شکلگیری هویت هایی متفاوت شد. هویتهایی که به جای منازعه در عرصه سیاست به جدال برای نفی رسیدهاند و هدفی جز انکار طرف مقابل نمی بینند.
راهکار چیست؟ سه عامل پیش فوق یک اسطوره اجتماعی را در بین بخش مهمی از جامعه به وجود آورده است . ادامه بیاصل بحران هستهای بر نارضایتی اجتماعی و اقتصادی میافزاید. تعلیق سیاست به رقبا و دشمنان خارجی اجازه میدهد تا نیل به مطلوب خود را نزدیک تر ببینند. در حوادث اخیر آمریکاو اسرائیل بیش از اینکه بر حمله نظامی تکیه کنند، امید به افزایش نارضایتی داشتهاند. هر سه عامل فوق به تولید و افزایش عوامل دیگر کمک می کند و هرسه در نقش مکمل دیگری ظاهر می شود . در این شرایط تصور اجتماعی این است که راهی برای برون رفت از شرایط موجود از طریق سیاست وجود ندارد . این مهمترین عاملی است که اگر شکسته نشود امیدی به عبور از بحران نخواهد بود . امید به عرصه سیاست نیازی است برای عبور از بحران و نیازمند تصمیمهای سختی است تا امید به عرصه سیاست را برگرداند. پذیرش تکثر موجود در جامعه و حق طبیعی جامعه برای بیان دیدگاهها و عقاید خود گام اول برای بازگرداندن امید است . هانا آرنت معتقد بود که ((خطای همه فیلسوفان سیاسی از افلاطون به این طرف غافل شدن از وضع و حال و شرط اصلی سیاست بوده است. این که سیاست در میان انسانهای متکثر جریان دارد که هر کدام میتوانند عمل کنند و جریان تازهای به راه اندازند. )) ( وضع بشر ، هانا آرنت ،ترجکه مسعود علیا ، انتشارات ققنوس ، چاپ دوازدهم ، بهار۱۳۹۰،ص۱۵) فهم ثبات و غیر متغیر از سیاست محصول نگرش غیرمتکثر از سیاست است. این نگرش باعث می شود تا امید از میان برود و زمینه اینکه خصومت به جای اینکه در عرصه سیاست و انتخابات خود را بازیابد به خصومت در خیابان برسد . مهمترین عامل مقاومت در برابر فشارهای خارجی و عبور از ابر بحران فعلی وحدت داخلی است و وحدت داخلی جز در سایه پذیرش تکثر و بازگرداندن امید به سیاست شکل نمیگیرد.

پایان/ سید هادی عظیمی









