** اعدام هشت آزادیخواه و ردّ پای جنایتهای روسیه در تاریخ ایران

🖊️ غلامحسین مسعودی ریحان
عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی معلمان ایران
و نماینده دوره هشتم مجلس شورای اسلامی
تبریز، شهر پیشگام آزادی و مشروطه، در تاریخ معاصر ایران بارها بهای ایستادگی خود را با خون فرزندانش پرداخته است. یکی از تلخترین این روزها، ۱۰ دی ۱۲۹۰ هجری شمسی است؛ روزی که هشت تن از آزادیخواهان و مشروطهطلبان تبریزی در سایهٔ اشغال نظامی و دخالت بیگانگان، به دار آویخته شدند.
تبریز؛ قلب تپندهٔ مشروطه
در دوران انقلاب مشروطه، تبریز نقش ستون فقرات مقاومت مردمی را ایفا کرد. زمانی که مجلس شورای ملی به توپ بسته شد و بسیاری از شهرها به سکوت کشانده شدند، مردم تبریز ایستادند و از مشروطه دفاع کردند. این ایستادگی، تبریز را به نماد آزادیخواهی و آگاهی سیاسی در ایران تبدیل کرد.
اما پیروزی مشروطه، دیری نپایید. ضعف دولت مرکزی و دخالت مستقیم قدرتهای خارجی، بهویژه روسیهٔ تزاری، زمینهساز یکی از خشنترین دورههای سرکوب آزادیخواهان شد.
دخالت و جنایتهای روسیه در ایران
نگاهی به تاریخ ایران نشان میدهد که هیچ کشوری به اندازهٔ روسیه، چه در دوران تزاری و چه در دورههای بعدی، در امور ایران دخالت نکرده و به مردم این سرزمین آسیب نرسانده است؛
از عهدنامههای ننگین گلستان و ترکمانچای،
تا اشغال نظامی شهرها،
سرکوب جنبشهای مردمی،
اعدام آزادیخواهان،
و تحقیر حاکمیت ملی ایران.
این کارنامهٔ سیاه تاریخی، ریشهٔ بیاعتمادی عمیق مردم ایران به دولت روسیه است؛ بیاعتمادیای که نه حاصل تبلیغات، بلکه نتیجهٔ تجربهٔ مستقیم تاریخی ملت ایران است.
اشغال تبریز و اعدام آزادیخواهان
در سال ۱۲۹۰ هجری شمسی، نیروهای روسیهٔ تزاری با ادعای حفظ منافع خود وارد تبریز شدند. این حضور نظامی، عملاً به اشغال شهر انجامید.
در چنین فضایی، در روز ۱۰ دی ۱۲۹۰، هشت تن از آزادیخواهان و مشروطهطلبان تبریزی بدون محاکمهٔ عادلانه و تنها به جرم دفاع از آزادی، قانون و استقلال ایران، به دار آویخته شدند.
این اعدامها اقدامی اتفاقی نبود؛ بلکه بخشی از سیاست ارعاب و سرکوب روسیه در ایران بود. اجساد این افراد ساعتها بر چوبههای دار باقی ماند تا پیام خشونت و بیرحمی اشغالگران به مردم منتقل شود.
جنایتی که فراموش نشد
اعدام آزادیخواهان تبریز، نمونهای آشکار از نقض حقوق بشر، کشتار غیرقانونی و جنایت علیه مردم غیرنظامی است؛ جنایتی که نهتنها وجدان عمومی مردم ایران، بلکه تاریخ را نیز آزرده است.
از منظر حقوقی، این رویداد میتواند بهعنوان جنایت دولتی یک کشور اشغالگر علیه شهروندان یک کشور مستقل مورد بررسی قرار گیرد.
متاسفانه افراد حقیقی امکان شکایت مستقیم به دادگاه بینالمللی لاهه را ندارند ،اما دولت ایران میتواند و حق دارد این جنایت تاریخی و نمونههای مشابه دخالت و سرکوب روسیه را در مجامع حقوقی بینالمللی مطرح کند.
بیتردید، اگر چنین امکانی برای شهروندان وجود داشت حتما من پیشگام این کار بودم و تا حالا تظلم خواهی کرده بودم و حتما بسیاری از ایرانیان با نام و هویت خود خواستار پیگیری حقوقی این جنایتها میشدند.
نتیجهگیری
۱۰ دی ۱۲۹۰ تنها یک روز در تقویم نیست؛
یادآور این حقیقت است که آزادی در ایران، همواره قربانی زیادهخواهی قدرتهای خارجی و استبداد داخلی شده است.
یاد هشت آزادیخواه تبریزی، یادآور مسئولیت تاریخی ما برای حفظ حافظهٔ جمعی، مقابله با تحریف تاریخ و مطالبهٔ عدالت است.
تبریز ایستاد، به دار کشیده شد، اما فراموش نشد.
یعنی تبریز و آذربایجان و مردم این خطه از خاک ایران فراموش شدنی نیستند شاید به محاق بروند ولی با طلوع خورشید مثل ستاره ای درخشان در سپهر ایران می درخشد.









