انجمن اسلامی معلمان ایران در تحلیل شرایط کشور، بیانیهای صادر کرد.
به گزارش روابط عمومی انجمن اسلامی معلمان ایران؛ متن کامل این بیانیه به این شرح است:
به نام خدا
دانشجو به دلیل نخبگی و برگزیدگی و سرآمد بودن، مورد توجه جامعه است و در مرتبهای قرار میگیرد که فراتر از وظیفه آکادمیک و رعایت هنجارها، وظیفه راهبری و هدایت و آزادگی و بالندگی را نیز بر عهده دارد؛ روز دانشجو و یاد سه آذر اهورایی را گرامی میداریم.
ملت رشید ایران
انقلاب سال ۱۳۵۷ مردم ایران بر پایه آرمانهای استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی شکل گرفت؛ آرمانهایی که بعد از گذشت حدود نیم قرن از حاکمیت جمهوری اسلامی در دو دهه اخیر با ایجاد شکاف عمیقی میان حاکمیت و مردم روبهرو شده است. اگر امروزه حکومت جمهوری اسلامی در عرصههای مختلف داخلی و خارجی دچار ضعفهای اساسی شده است، ناشی از همان آرمانگرایی است که حاکمیت با مردم فاصله ایجاد کرده است؛ آرمانهایی که در دهههای گذشته بیشتر جنبه واقعی به خود نگرفت، بهطوریکه اکنون کشورمان پس از چهل و هفت سال که از انقلاب ۵۷ میگذرد، در شدیدترین بحران پنج دهه اخیر قرار گرفته است! فشار دشواریها بر گرده مردم ایران روزبهروز سنگینتر و سختتر شده است. تحملناپذیر شدن و به مرز انفجار رسیدن این فشارها حاصل چند دهه غلبه گامبهگام سیاستهای نادرست اقلیتی بر حاکمیت و بر حیات اجتماعی و سیاسی کشور است. با توجه به مطالبات مردم و آرمانهای اولیه انقلاب، مواردی را در دو حوزه سیاست داخلی و خارجی اعلام میداریم.
سیاست داخلی:
۱- بر اساس آرمانهای انقلاب بنا بود که مقبولیت و مشروعیت حکومت منبعث از مداخله و مشارکت عمومی باشد. لازمه چنین امری ابتدا تحقق آزادیهای فردی و عمومی و ایجاد تحزب واقعی در کشور بود. جمهوریت و دموکراسی با احزاب قدرتمند و برگزاری انتخابات آزاد و سالم و بهتبع آن انتقال قدرت تمامعیار به احزاب پیروز انتخابات است. ولی متأسفانه نهتنها تحزب رواج نیافت بلکه آن را پدیدهای نامیمون توصیف کردند؛ طوری که حتی برآمدگان از رأی مردم نیز با افتخار از فراحزبی بودن خود دم میزدند. و در مورد نفس انتخابات نیز باید گفت هرچه از زمان انقلاب جلوتر رفتیم از وجاهت آن کاسته شد، بهویژه پس از قانون اقلیتساخته نظارت استصوابی. انتخابات و انتخاب مردم در چنبره قیدوبند نظارت قرار گرفت، بهطوریکه از حیّز انتفاع افتاد و حالت نمایشی به خود گرفت. از طرف دیگر، با تشکیل انواع و اقسام شوراهای عالی، قدرت نهادهای نیمانتخابی نیز فروکاست و همین عوامل حذف نخبگان را در پی داشت و موجب دلسردی و قهر قاطبه مردم با صندوقهای رأی گردید.
۲- در آغاز دهه ۱۳۹۰، بیش از نیمی از جمعیت ایران در محدوده طبقه متوسط زندگی میکردند. اما ارقام و برآوردها حاکی از یک سقوط تکاندهنده است. سهم این طبقه از حدود ۵۸ درصد در سال ۱۳۹۰ به زیر ۴۹ درصد در سال ۱۳۹۸ سقوط کرده و برآوردهای تازه نشان میدهد که امروز به حدود ۳۰ درصد رسیده است. این اعداد صرفاً شاخصهای اقتصادی نیستند، بلکه خلاصه یک حقیقت تلخ هستند: «ستون پایداری جامعه در حال فروپاشی است». طبقه متوسط در ایران که روزگاری ستون فقرات تفکر، علم و هنجارهای اجتماعی بود و متفکران و دانشمندان را پرورش میداد، حالا در اثر بحرانهای اقتصادی فروپاشیده یا اکثریت آن به زیر خط فقر فروغلتیده است؛ قشری که دیگر فرصت و امکان فکر کردن ندارد و تنها دغدغهاش تأمین معیشت و ادامه بقاست.
۳- معضلات اقتصادی، تورم، بیکاری، افزایش قیمتها و کاهش ارزش پول ملی در کنار فشارهای اجتماعی و سوءمدیریت و ناکارآمدی، ناشی از رویکردهای مغایر با منافع ملی است که استمرار آن بیاعتمادی عمومی بهویژه قشر جوان را افزایش داده است؛ نسلی که آینده روشنی را پیشروی خود نمیبیند، اعتماد به کارگزاران و مشروعیت نظام را مورد پرسش قرار میدهد که لاجرم بیثباتی در داخل، تضعیف سیاست خارجی و فرصت بهرهبرداری بیگانگان را فراهم میکند.
۴- آموزش و پرورش و بهداشت و درمان، دو حوزه عمومی بنیادین و حیاتی برای کشور و مردم است. قانون اساسی بهدرستی تأمین هر دو را بر عهده دولت و رایگان دانسته است. ما در هر دو حوزه با مشکل روبهرو هستیم. ناتوانی در تأمین بودجه در بخش درمان و بهداشت، افزایش هزینه زندگی و پیامدهای ناگوار جسمی، روحی و ناهنجاریهای اخلاقی و اجتماعی و مرگ زودرس را به دنبال داشته است. در موضوع آموزش و پرورش، علاوه بر ضعف دولت در تأمین منابع مالی آموزش و پرورش و افزایش گستره فقر و مشکلات معیشتی و منزلتی معلمان، متأسفانه آموزش و پرورش بهشدت سیاستزده شده است و به تابعی از متغیرات و برآیندی از تأثیرات نهاد سیاست و قدرت تبدیل شده است. بررسی وضعیت آموزش و پرورش نشان میدهد که آموزش و پرورش مسئله اصلی حاکمیت نیست. افزایش خشونت در مدارس که یکی از مولفههای مهم جامعهپذیری کودکان و نوجوانان است؛ افزایش مصرف مواد مخدر نوظهور میان دانشآموزان؛ افزایش خودکشی در دانشآموزان؛ ترک تحصیل. گزارشهای مرکز پژوهشهای مجلس نشان میدهد فقر اقتصادی و کاهش بودجههای آموزشی، کیفیت مدارس ایران را بهشدت کاهش داده است؛ بهگونهای که میانگین نمرات دانشآموزان سال دوازدهم در دو سال گذشته به کمتر از ۱۰ رسیده و نرخ ترک تحصیل رو به افزایش است. همچنین براساس همین گزارش، بیشتر کسانی که در دانشگاههای مهم کشور قبول شدند، از دهکهای پردرآمد جامعه هستند. میانگین پایین نمرات دانشآموزان در امتحانات نهایی خرداد موجی از بهت و نگرانی با خود آورد.
۵- نوع کنش و رفتارهای نسل کنونی، بهخصوص جوانان، در بیان خواستها و مطالبات، یکی از پرچالشترین مسائل در حوزه اجتماعی است که هنوز واکنش مناسبی را از سوی حاکمیت به خود ندیده است.
سیاست خارجی:
مبنای سیاست خارجی ایران با سایر کشورها باید بر اعتمادسازی و رفع سوءتفاهمات گذشته باشد و با توسل به روشهای مسالمتآمیز و بهسازی روانشناختیِ رابطه کشورها در سطح بینالمللی، و همچنین فعالسازی دیپلماسی از طریق گفتوگوی دوجانبه و چندجانبه، فضا برای بهبود و ارتقای مبادلات بین فعالان اقتصادی کشورها مهیا شود.
باید این موضوع مورد توجه قرار گیرد که حرکت به سمت سیاست تنشزدایی، به معنای عقبنشینی از مواضع اساسی و دستکشیدن از منافع ملی نیست. طراحی و اجرای مجموعهای از اقدامات جهت جلب اعتماد دیگر کشورها در شرایط کنونی و حساس، و از بین بردن برخی باورهای غلط رایج در نظام بینالمللی درباره ایران، مهمترین هدف «سیاست تنشزدایی جمهوری اسلامی ایران» باید باشد.
علیرغم مورد اساسی فوق، و با توجه به آرمان استقلالخواهی مردم ایران در انقلاب ۵۷، شعار آرمانیِ «نه شرقی، نه غربی» شکل گرفت تا نهال خوداتکایی را بارور سازد. این شعار اساسی، به معنای نفی سلطه یکطرفه بود و هرگز تعامل و مدارا با جهان – که هم از آموزههای ملی و تمدنی و هم از جهانبینی دینی و مکتبی الهام گرفته – را نفی و منع نمیکرد؛ کمااینکه قرار بود بر پایه سه اصل عزت، حکمت و مصلحت با جهانیان ارتباط داشته باشیم.
راه برونرفت
الف) اتخاذ سیاست تنشزدایی در رابطه با جهان و قدرتهای شرقی و غربی بر اساس عزت، حکمت و مصلحت و واقعگرایی در نظام بینالملل و پرهیز از ایدئولوژیک کردن روابط بینالمللی با سپردن سکان اجرایی سیاست خارجی با اختیارات کامل به دست دیپلماتهای عملگرا و جهاندیده
ب) عفو عمومی، آزادی محبوسان و محصوران سیاسی و عقیدتی و فراهم آوردن شرایط برخورداری هر ایرانی از حقوق و آزادیهای مصرح در قانون اساسی، شنیدن سخن نخبگان، دلسوزان، منتقدین و معترضین علاقمند به کشور
ج) حمایت از تحزب به معنای واقعی آن، برگزاری انتخابات آزاد و سالم، حذف نظارت استصوابی، حذف شوراهای عالی و نهادهایی که قدرت نهادهای انتخابی را کاهش میدهند.
ما در مقطع حساس و سرنوشتساز کنونی، وظیفه و مسئولیتی خطیر در برابر کشور و مردم فهیممان، بهویژه جوانان عزیز این مرز و بوم که بهحق آیندهسازان ایران فردا هستند، احساس کرده و خواستار تجدیدنظرجدی در سیاست و شیوه حکمرانی، توازن در سیاست خارجی، تعاملسازنده با همه دولتهای کوچک و بزرگ و تأثیرگذاربه ویژه همسایگان با تأکید بر محوریت منافع ملی هستیم.
به باور ما اصلاح امور تنها از طریق قانونگرایی و شفافیت، مردمسالاری و شایستهسالاری، پاسخگویی و شنیدن سخنان دلسوزان با هر گرایش و عقیده ، مبارزه جدی و قاطع با تبعیض، فساد، فقر و رانت، اجرای دقیق اصول قانون اساسی، بهویژه فصل حقوق ملت، اجرای عادلانه قوانین و مقررات، اعتماد به جوانان و التزام به نقش و جایگاه نخبگان در برنامهریزی و تصمیمسازیها عملی خواهد شد؛ تنها از این طریق است که میتوان کشور را از گزند سختی و بحران خارج کرده و امید و نشاط و عزت و کرامت را به ملت و کشور بازگرداند و به نارضایتی و ناآرامیهایی که سیل بنیانکن مهاجرت و فرار مغزها و سرمایههای ملی را به همراه دارد، خاتمه داد.
انجمن اسلامی معلمان ایران
پایان/










2 پاسخ
شاید زمانه ما مجبور نمایید دیدگاه های دیگران نشان را هم گوش دهیم و راه بهتری جهت شرایط حاضر انتخاب نمود. لذا اگر با گفتگو مشکلات را حل نکنیم شرایطی پیش بیایید که دیگر فرصتی برای بازسازی کشور نباشد..
درود بر شما همکاران گرامی شورای مرکزی انجمن اسلامی معلمان
چه عجب بالاخره یک حرکتی به خودتان دادید. بیانیه جامع، شجاعانه و قابل دفاعی است. افسوس که همیشه آن چه را باید گفت: دیر گفته میشود و آنانی که باید بشوند، حتی با شنوایی سنجی و استفاده از سمعک نیز دیگر قادر به شنیدن نیستد.