✍️ جلیل اصغری
سخنگو و عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی معلمان ایران
مقدمه
با پیروزی دکتر مسعود پزشکیان در چهاردهمین دوره انتخابات ریاستجمهوری ایران، شعار «دعوا نکنیم» و تأکید بر «وفاق ملی» بهعنوان محور اصلی گفتمان دولت مطرح شد. این شعار در ظاهر، حامل پیامی مثبت برای کاهش تنشهای سیاسی و ایجاد همدلی در جامعه است. اما در نگاهی دقیقتر، این پرسش مطرح میشود که آیا رئیسجمهور منتخب یک جریان خاص، میتواند بهتنهایی پرچمدار وفاق ملی باشد؟ یا آنکه تحقق این هدف، نیازمند ارادهای فراتر از دولت است؟
مفهوم وفاق؛ از آرمان تا ابزار
«وفاق» در ادبیات سیاسی به معنای همگرایی، همدلی و اجماع میان نیروهای مختلف اجتماعی و سیاسی است. این مفهوم در جوامعی با تنوع فکری و سیاسی، ضرورتی انکارناپذیر برای ثبات و توسعه بهشمار میرود. اما تجربههای تاریخی نشان دادهاند که وفاق، تنها با شعار محقق نمیشود، بلکه نیازمند بسترهای ساختاری، فرهنگی و سیاسی است.
در این میان، استفاده از شعار وفاق توسط رئیسجمهوری که نمایندهی یک جریان خاص سیاسی است، میتواند با تردیدهایی همراه باشد. برخی منتقدان معتقدند که این شعار، اگرچه «کلمه حقی» است، اما ممکن است به «ارادهای باطل» منتهی شود؛ یعنی بهجای تحقق واقعی وفاق، به ابزاری برای کنترل فضای سیاسی و بیاثر کردن نقدها تبدیل شود.
نقش رئیسجمهور در تحقق وفاق
در ساختار سیاسی جمهوری اسلامی ایران، رئیسجمهور مجری قانون اساسی و مسئول اجرای سیاستهای کلی نظام است. اما ایجاد وفاق ملی، فراتر از اختیارات دولت است و نیازمند هدایت و حمایت «مافوق قوا» یعنی رهبری نظام است. اگر شعار وفاق از سوی سطوح بالاتر حاکمیت مطرح و پشتیبانی نشود، ممکن است در سطح دولت باقی بماند و نتواند به نهادهای دیگر و بدنهی جامعه تسری یابد.
اعتماد عمومی؛ سرمایهای که بهآسانی سوزانده میشود
یکی از مهمترین پیامدهای طرح شعار وفاق، تأثیر آن بر اعتماد عمومی است. اگر مردم احساس کنند که این شعار صرفاً مصرف انتخاباتی دارد و در عمل، پایبندی به آن وجود ندارد، بیاعتمادی شکل میگیرد. این بیاعتمادی، شکاف میان دولت و ملت را عمیقتر میکند و سرمایه اجتماعی را فرسوده میسازد.
در دولت پزشکیان، اگر شعار وفاق با اقدامات شفاف، مشارکتجویانه و پاسخگو همراه نباشد، ممکن است بهجای همگرایی، واگرایی سیاسی و اجتماعی را تقویت کند.
وفاق بدون عدالت، وفاقی ناپایدار
وفاق واقعی، بدون تحقق عدالت، شفافیت و پاسخگویی، امکانپذیر نیست. اگر گروههای مختلف اجتماعی احساس کنند که در فرآیند تصمیمگیری مشارکت ندارند یا صدایشان شنیده نمیشود، شعار وفاق برایشان بیمعنا خواهد بود. در چنین شرایطی، وفاق بهجای آنکه پلی برای همدلی باشد، به پردهای برای پنهانسازی اختلافات بدل میشود.
نتیجهگیری
شعار «وفاق» دکتر پزشکیان، در شرایطی که جامعه ایران با چالشهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی متعددی مواجه است، میتواند فرصتی برای بازسازی اعتماد عمومی و کاهش تنشهای سیاسی باشد. اما تحقق این هدف، نیازمند ارادهای فراتر از دولت، مشارکت نخبگان، حمایت رهبری، و شفافیت در عملکرد دولت است. در غیر این صورت، این شعار نیز به سرنوشت بسیاری از وعدههای پیشین دچار فراموشی ،بی اعتمادی و شکاف بیشترخواهد شد.
پایان/ جلیل اصغری









