سیستان؛ پیشگام خونخواهی عاشورا در عصر یزید / روایتی از نخستین خیزش خونخواهی امام حسین (ع)؛ وقتی مردم سیستان در برابر بنی امیه ایستادند

واقعه عاشورا، اگرچه در دهم محرم سال ۶۱ هجری در کربلا رقم خورد، اما پیامدهای آن به همان سرزمین محدود نماند و در مدت کوتاهی موجی از اندوه، اعتراض و مخالفت با حکومت بنی‌امیه را در بخش‌های مختلف جهان اسلام برانگیخت. در میان این واکنش‌ها، برخی منابع تاریخی از نقش برجسته مردم سیستان در اعتراض به شهادت امام حسین(ع) و ایستادگی در برابر کارگزاران حکومت اموی سخن گفته‌اند؛ مردمی که پیش از آن نیز سابقه مخالفت با سیاست لعن امیرالمؤمنین علی(ع) را در کارنامه خود داشتند. این یادداشت، با تکیه بر روایت‌های تاریخی و مستندات موجود، می‌کوشد یکی از کمتر بازگو شده‌ترین فصل‌های تاریخ عاشورا را بازخوانی کند؛ روایتی که بر اساس آن، سیستان را می‌توان جزو نخستین خاستگاه قیام مردمی به خونخواهی امام حسین(ع) در دوران حکومت یزید بن معاویه دانست.

به گزارش روابط عمومی انجمن اسلامی معلمان ایران، متن یادداشت علی دولت آبادی بازرس شورای مرکزی انجمن اسلامی معلمان ایران به شرح ذیل می باشد.

مقدمه:

مردم سیستان که در ارادت به اهل‌بیت سابقه درخشانی داشتند و با وجود فشار حاکمیت اموی بر اجرای بخشنامه لعن بر حضرت علی علیه‌السلام در منابر جهان اسلام، از سال ۴۱ تا سال ۹۹ هجری زیر بار این عمل ننگین نرفتند و به تقابل با بنی‌امیه پرداختند؛ به گونه‌ای که حکومت بنی‌امیه برای حفظ آرامش در این منطقه، پیمان‌نامه صلح با مردم سیستان، مبنی بر عدم لعن امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام بر منابر، می‌بندد. (معجم‌البلدان، جلد ۳، صفحه ۱۹۱، نوشته یاقوت حموی) و در سال ۴۵ نیز حاکم سیستان، عبدالرحمان سمره، را به خاطر تصمیم بر لعن در خطبه‌های سیستان تهدید می‌کنند. (تاریخ سیستان، صفحه ۸۹)

شهادت امام حسین(ع) و واکنش مردم سیستان:

ماه‌های اولیه سال ۶۱ هجری، خبر شهادت امام حسین علیه‌السلام و یاران او در کربلا به مردم سیستان می‌رسد و با رسیدن این خبر به آنها، اعتراض مردمی علیه یزید بن معاویه و عبیدالله بن زیاد شروع می‌شود. (تاریخ سیستان، صفحه ۱۰۰)

حمایت عبّاد بن زیاد از عملکرد برادرش در کشتن امام حسین و اعتراض مردم علیه عاملان این واقعه، موجب شکاف بیشتر بین مردم و حاکمیت بنی‌امیه می‌شود.

از این‌رو، قیام‌های متعددی علیه حکومت، به خونخواهی واقعه کربلا، صورت می‌گیرد.

خبر ناامنی در سیستان به یزید می‌رسد و پس از آن است که احتمال گسترش اعتراضات علیه حاکمیت در جهان اسلام را می‌دهد.

این امر سبب شد که یزید، برای حفظ آرامش جامعه، عبیدالله را مسبب قتل امام حسین علیه‌السلام معرفی کند و یزید، ابن‌مرجانه را لعنت می‌کرد و می‌گفت: «ابن زیاد مرا با کشتن حسین علیه‌السلام منفور مسلمانان قرار داد و بذر عداوت آنان را در قلبشان کاشت و چون کشتن حسین علیه‌السلام برای مردم گران آمده بود، همگان، اعم از خوب و بد، مرا دشمن می‌دارند.» و با این شگرد، خود را به ظاهر بری‌الذمه کرد.

دامنه اعتراض به قتل حسین علیه‌السلام توسط عبیدالله، به خانواده زیاد نیز رسید؛ از جمله عثمان بن زیاد، برادر عبیدالله، می‌گوید: «به خدا دلم می‌خواست در بینی هر یک از بنی‌زیاد تا به روز رستاخیز حلقه مهاری، همچون مهار شتر، بود، اما حسین علیه‌السلام کشته نشده بود.» و عبیدالله بر این گفته وی اعتراضی نکرد. (تاریخ سیستان)

یکی از فرزندان زیاد که با عبیدالله و عبّاد تفاوت فکری و دشمنی شدید داشت، سلم بن زیاد است. (البلدان، یاقوت حموی، صفحه ۱۳۱)

سلم بن زیاد (که سابقه حاکمیت بر سیستان را داشته است و با روحیات آنها نیز آشنا بود)، در شام بود، پیش یزید بن معاویه رفت. در این وقت ۲۴ ساله بود. یزید به او گفت: «ای بوحرب (کنیه سلم بن زیاد)، کار برادرانت، عبیدالله و عبّاد، را به تو می‌دهم.» گفت: «هر چه امیرالمؤمنین خواهد.» گوید: پس او را به ولایت سیستان و خراسان منصوب کرد. (همان، جلد ۷، صفحات ۳۰۸۷ و ۳۰۸۸)

از این‌رو، یزید، برای خاموش کردن اعتراضات، حاکمیت سیستان و خراسان را از عبیدالله زیاد، حاکم بصره که دخیل در شهادت امام حسین علیه‌السلام بود، سلب می‌کند و سلم بن زیاد را به عنوان حاکم سیستان و خراسان منصوب می‌کند.

وقتی خبر عزل عبیدالله از حاکمیت سیستان و خراسان به وی می‌رسد، عبیدالله کسی را نزد یزید فرستاد و پیغام داد که من نسبت به سلم باوفاتر بودم و بیشتر خدمت کردم و من خود می‌روم و با کافران و ترکان جنگ می‌کنم. اما یزید، به دلیل این که عبیدالله با کشتن حسین فتنه و آشوب را برافراشته و نمی‌تواند با جنگ آرامش اتخاذ کند، در جواب پیغام او گفت: «سلم برای من بهتر از او است.» (تاریخ طبری، جلد ۴، صفحه ۷۱۶)

سلم، با هماهنگی یزید بن معاویه، برادر خویش، یزید بن زیاد، را که همسو با وی بود، به حاکمیت سیستان انتخاب کرد. (طبری، ج۵، ص۴۷۱)

عبیدالله بن زیاد به برادرش، عبّاد، که دوستدار وی بود، نامه نوشت. (الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۹۶)

ولایت‌مداری سلم را به او خبر داد.

عبّاد که با قیام‌ها و اعتراضات مردم سیستان مواجه بود و امیدی به ماندن بر حکومت سیستان نداشت، وقتی اطلاع یافت که سلم به طرف سیستان حرکت کرده است، در اول سال ۶۲ هجری، در محرم یا صفر، هر چه از بیت‌المال در دستش بود، میان غلامان خویش تقسیم کرد. مقداری اضافه آمد که به دیگران داد و از سیستان خارج شد. (طبری، ج۵، ص۴۷۲)

و سیستان بدون حاکم می‌شود و حدود ۱۵ روز می‌گذرد. در کوه‌های نزدیک جیرفت، شب‌هنگام، عبّاد اطلاع می‌یابد که سلم آنجاست و کوهی در میانشان فاصله انداخته بود. و چون علاقه‌ای به دیدن سلم نداشت، از آنجا بگذشت.

در آن شب، هزار غلام عبّاد را همراهی می‌کردند که دست‌کم با هر یک از آنها ده هزار درهم بود. (طبری، ج۵، ص۴۷۲)

سلم حدود پانزده روز بعد به سیستان می‌رسد.

به دلیل آشنایی مردم سیستان با سلم، تفاوت فکری وی با عبّاد و عبیدالله موجب می‌گردد که مردم سیستان پذیرای او باشند. وقتی سلم بن زیاد، یزید بن زیاد، برادرش، را به حکومت سیستان می‌گمارد، او با مردم به نیکی رفتار می‌کند. (تاریخ سیستان، ص۱۰۰)

نتیجه:

این اقدام بی‌نظیر مردم سیستان، تنها قیام مردمی به خونخواهی امام حسین(ع) در ایام حکومت یزید در جهان اسلام بود و افتخاری است برای ایرانیان و خصوصاً مردم سیستان که در تاریخ ثبت شده است.

قیام به خونخواهی امام حسین(ع) و پرهیز از سبّ و لعن امام علی(ع) را می‌توان در کتب: تاریخ بلعمی، تاریخ بیهقی و تاریخ گردیزی، که معروفند، نیز جستجو کرد و تاریخ بلعمی از دو تاریخ بیهقی و گردیزی کهن‌تر می‌باشد. (محمدتقی ملک‌الشعرای بهار، مقدمه کتاب تاریخ سیستان، ص۹)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جدیدترین مطالب