از خودویرانگری فردی تا هشدار اجتماعی: تحلیل روان‌شناختی و جامعه‌شناختیِ خودکشی «فؤاد شمس» و خودسوزی «احمد بالدی»

🖊️ غلامحسین مسعودی ریحان
عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی معلمان ایران
و نماینده دوره هشتم مجلس شورای اسلامی

چکیده

خودکشی و خودسوزی در جوامع معاصر، تنها کنش‌هایی فردی نیستند، بلکه بازتابی از وضعیت روانی و اجتماعی ساختارهای پیرامونی‌اند. مرگ فؤاد شمس، روزنامه‌نگار و تحلیلگر سیاسی، و خودسوزی احمد بالدی، جوان ۲۰ سالهٔ اهوازی، دو رخداد ظاهراً مستقل‌اند اما در عمق، از زمینه‌های مشترک رنج، ناامیدی و بی‌عدالتی ساختاری حکایت دارند.
این مقاله با رویکردی علمی تلاش می‌کند این دو واقعه را از منظر روان‌شناسی و جامعه‌شناسی تحلیل کند و پیامدهای بی‌توجهی به چنین رخدادهایی را تشریح نماید.
نتیجهٔ کلیدی آن است که عدم رسیدگی قانونی، شفاف و ساختاری به این حوادث، می‌تواند زمینه‌ساز بروز خشونت‌های گسترده‌تر اجتماعی شود.

۱. مقدمه

رویکردهای معاصر در روان‌شناسی اجتماعی و بالینی نشان می‌دهد که رفتارهای خودویرانگر، به‌ویژه در قالب خودکشی و خودسوزی اعتراضی، حامل معانی عمیق و فراتر از تجربهٔ فردی‌اند.
به نظر اینجانب، دانش‌آموختهٔ روان‌شناسی، تحلیل این‌گونه رخدادها نیازمند توجه هم‌زمان به سطوح فردی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی است. رفتار فرد در خلأ رخ نمی‌دهد؛ بلکه بازتابی از شرایط محیطی و فشارهای ساختاری است که بر او وارد می‌شود.
در جامعه‌ای که فشارهای اقتصادی، تبعیض، فرسودگی اجتماعی، بحران امید و احساس نادیده‌گرفته‌شدن افزایش یافته است، مرگ‌های اعتراضی زنگ خطرهایی جدی برای سلامت روان جمعی و عدالت اجتماعی محسوب می‌شوند.

۲. تحلیل روان‌شناختی

۲–۱. مرگ فؤاد شمس: فرسودگی روانی در دل کنشگری رسانه‌ای
فؤاد شمس سال‌ها در معرض تنش‌های روانی مرتبط با فعالیت رسانه‌ای و سیاسی قرار داشت. پژوهش‌های روان‌شناسی سلامت نشان می‌دهد که مواجههٔ طولانی‌مدت با ناامیدی، ناکارآمدی ساختاری، تهدیدها، فشارهای بیرونی و حملات کلامی، می‌تواند به فرسودگی عاطفی و بحران معنا منجر شود.
علائم رفتاری روزهای پایانی وی، از جمله کاهش انرژی، ناامیدی شدید و فروپاشی سیستم‌های مقابله‌ای، نشان‌دهندهٔ ورود به مرحله‌ای از بحران روانی بود که در آن فرد توان ادارهٔ رنج درونی را از دست می‌دهد.
۲–۲. خودسوزی احمد بالدی: فروپاشی روانی ناشی از تجربهٔ بی‌عدالتی اقتصادی
احمد بالدی جوانی ۲۰ ساله بود که شاهد تخریب دکهٔ پدرش، تنها منبع درآمد خانواده، شد. برای خانواده‌های طبقهٔ فرودست، دکه یا کسب‌وکار کوچک تنها ابزار معیشتی و بخش مهمی از هویت اقتصادی است. نابودی آن، به‌ویژه در شرایط فقدان حمایت قانونی، می‌تواند به فروپاشی امنیت روانی و احساس بی‌پناهی منجر شود.
به نظر اینجانب، دانش‌آموختهٔ روان‌شناسی، اقدام او بیشتر یک کنش نمادین پرخطر بود تا تلاشی برای رهایی از رنج. این رفتار زمانی بروز می‌کند که فرد احساس کند هیچ ابزار مشروع و قانونی برای دفاع از حقوق خود در اختیار ندارد.

۳. تحلیل اجتماعی ـ سیاسی

۳–۱. خودسوزی و خودکشی به‌عنوان آخرین زبان اعتراض
در جوامعی که کانال‌های اعتراض مؤثر، قانونی یا آزاد وجود ندارد یا ناکارآمد است، برخی افراد به «اعتراض‌های تنانه» روی می‌آورند.
خودسوزی یکی از شدیدترین شکل‌های بیان اعتراض است؛ جایی که فرد بدن خود را به پیام تبدیل می‌کند، زیرا هیچ پیام‌رسان دیگری برایش باقی نمانده است.
۳–۲. ریشه‌های مشترک دو رخداد
با وجود تفاوت ظاهری، دو حادثهٔ فؤاد شمس و احمد بالدی در این عوامل اشتراک دارند:
فشار معیشتی و اقتصادی
فرسودگی روانی و اجتماعی
احساس تبعیض و نادیده‌گرفته‌شدن
نبود نهادهای حامی و سازوکارهای پاسخگو
کاهش امید اجتماعی
تجربهٔ هم‌زمان بی‌قدرتی فردی و ساختاری
این عوامل در ترکیب با یکدیگر، ظرفیت انفجار روانی و رفتاری را افزایش می‌دهند.

۴. پیامدهای خطرناک بی‌توجهی به این روند

۴–۱. هشدار جدی برای آیندهٔ اجتماعی
اگر به وقایعی مانند مرگ فؤاد شمس و خودسوزی احمد بالدی به‌صورت جدی، قانونی، شفاف و ساختاری رسیدگی نشود، پیامدهای زیر محتمل است:
افزایش خودکشی‌های اعتراضی
رشد خشونت‌های خیابانی
تبدیل انرژی خشم به «دیگرکشی»
شورش‌های ناگهانی و رفتارهای جمعی پرخطر
کاهش سرمایهٔ اجتماعی
فروپاشی اعتماد به ساختارهای رسمی
در علوم اجتماعی این وضعیت را جابه‌جایی خشم می‌نامند؛ زمانی که خشمی که ابتدا متوجه خود فرد بود، به‌دلیل فقدان پاسخ ساختاری، به‌سوی دیگران یا ساختارهای اجتماعی منتقل می‌شود.
۴–۲. نقطهٔ بازگشت‌ناپذیر
به نظر اینجانب، دانش‌آموختهٔ روان‌شناسی، اگر مداخلهٔ جدی، کارآمد و قانونی انجام نشود،
«ورق برمی‌گردد.»
یعنی خشم فروخوردهٔ فردی می‌تواند به خشم آشکار جمعی بدل شود و آن زمان ممکن است برای اصلاح بسیار دیر باشد.
این گزاره نه تهدید است و نه پیش‌بینی؛ بلکه نتیجهٔ پژوهش‌های مستند روان‌شناسی اجتماعی دربارهٔ جوامع پرفشار است.

۵. نتیجه‌گیری

رخدادهای مربوط به فؤاد شمس و احمد بالدی، فراتر از دو تراژدی فردی‌اند؛ آن‌ها نشانه‌های بحران‌های ریشه‌دار روانی و اجتماعی‌اند.
برای پیشگیری از تکرار چنین حوادثی لازم است:
مداخلات روان‌شناختی در سطح فردی و اجتماعی تقویت شود؛
اصلاحات قانونی و ساختاری به‌صورت جدی دنبال گردد؛
کانال‌های مشروع، امن و پاسخگو برای اعتراض ایجاد شود؛عدالت اجتماعی و اقتصادی تقویت گردد.
بی‌توجهی به این هشدارها ممکن است چرخه‌ای از خشونت را فعال کند که مدیریت آن در آینده دشوار و پرهزینه خواهد بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جدیدترین مطالب