دولت خاتمی؛ فرصتی طلایی که توسط متوهمان کج‌اندیش تعمداً سوزانده شد

✍️ نویسنده: مهدی صادقی‌نی

شب گذشته به‌صورت اتفاقی به فیلم‌های زلزله بم در سال ۱۳۸۲ برخورد کردم، از یادآوری سیل پیام‌های ابراز همدردی سران کشورهای اروپایی و آمریکا، ایجاد کمپین بین‌المللی در گسیل مستمر کمک، جایگاه، شأنیت، احترام و ارتباط حسنه دولت وقت با جهان، و مقایسه آن با اوضاع امروز دچار حسرت شده و غبطه خوردم.
رابطه‌ای که با تلاش‌های نابخردان داخلی به آتش کشیده شد و سرانجام، شرایط حال را رقم زد.
۱۰۰ کشور، با بیش از ۲۴۰ پرواز بین‌المللی، هزاران تن کمک‌های حیاتی را به بم ارسال نمودند که سهم آمریکا ۲۲ پرواز و اوکراین ۲۸ پرواز بود.
رئیس‌جمهور وقت آمریکا، جورج بوش، از اولین کسانی بود که فاجعه زلزله را تسلیت گفته، برای ارسال کمک اعلام آمادگی نمود و با چراغ سبز ایران، برای اولین‌بار بعد از انقلاب، هواپیماهای نظامی آمریکایی با اجازه رسمی دولت وارد آسمان ایران شده، کمک‌ها را مستقیماً به بم رسانده و نظامیان آمریکایی در کنار نیروهای ارتش ایران خدمات‌رسانی کردند.
آمریکا، ایتالیا، فرانسه، نروژ از کشورهایی بودند که در بم بیمارستان مجهز صحرایی احداث نمودند و انگلستان تیم ۶۰ نفره‌ای از امدادگران زبده را به ایران فرستاد.
میزان کمک‌های بین‌المللی به بم حدود یک میلیارد دلار تخمین زده شده است.
همچنین پادشاه کنونی انگلستان، چارلز سوم، برای ابراز همدردی از طرف کشورهای مشترک‌المنافع به بم آمد.
واکنش جهان در قبال رخداد تلخ زلزله بم نشان داد دولت خاتمی در کسب آبرو و وجهه برای ایران، به‌عنوان عضوی از جامعه بین‌المللی، بسیار موفق و فراتر از توقعات عمل کرده است.

خاتمی به ۴۹ کشور جهان، از جمله فرانسه، اسپانیا، ایتالیا، سوئیس، آلمان، ژاپن و اتریش سفر نمود و با استقبال درخور و محترمانه رؤسای دولت‌های میزبان مواجه شد و به پیشنهاد او، سال ۲۰۰۱ با تصویب مجمع عمومی سازمان ملل، سال گفت‌وگوی تمدن‌ها نام گرفت.

در زمینه اقتصادی، دولت او با وجود محدودیت در ذخایر ارزی، عنوان موفق‌ترین دولت بعد از انقلاب را کسب، و در پایان تصدی بر قوه مجریه، میزان تولید نفت را افزایش داده و صندوق ذخیره ارزی را با موجودی ۲۰ میلیارد دلار تحویل دولت بعد نمود. و با حدود یک‌سوم درآمد نفتی دولت احمدی‌نژاد، کارنامه موفق‌تری در کنترل تورم، رشد اقتصادی و جهش صادرات غیرنفتی بجا گذاشت.

در زمینه اجتماعی باعث ایجاد امیدواری و باور عمومی مبنی بر آغاز دوره رشد، رفاه، توسعه و فراگیری آزادی‌های اجتماعی در بین مردم گردید.

دریغ و افسوس که هرچه در آن هشت سال رشته شد، محمود احمدی‌نژاد پنبه کرد.
فردی که قطعنامه‌دان‌ها را پاره می‌کرد و سفارش به ریختن آب در محل سوزش می‌نمود، هولوکاست را مستمر نفی و کنفرانس بین‌المللی و مسابقه برای آن برگزار و توطئه‌ها در مورد ۱۱ سپتامبر را برملا می‌کرد.

جلیلی، دبیر شورای عالی امنیت ملی‌اش، به‌خاطر نماز اول وقت، مذاکرات بین‌المللی را ترک کرده و با قدم زدن در حیاط، مذاکره‌کنندگان خارجی را معطل می‌ساخت. دانش‌آموزان در این دوره در خانه انرژی هسته‌ای کشف، و در سازمان ملل، هاله نور گرد رئیس‌جمهور شکل می‌گرفت.

میلیون‌ها نفر از مردم ایران را خس و خاشاک دانسته و با موافقت دولتش، گشت ارشاد آغاز به کار کرد.
یار غارش، مشایی، به‌دنبال جادو و جنبل، و معاون اولش، رحیمی، در پی اختلاس و ارتشا بوده و بقاییِ پاک‌دست، ده‌ها سکه و صدها هزار دلار و یورو را به‌صورت نقد حمل می‌نمود.
۶۰۰ میلیارد دلار درآمد رؤیایی و بی‌نظیر نفتی مشخص نشد چگونه و کجا هزینه گردید. ایران به تهدیدی برای نظام بین‌الملل تبدیل شد و رئیس‌جمهورش را فقط به کشورهای فقیر و فاقد قدرت تأثیرگذاری راه می‌دادند.
علاقه ویژه‌ای به نقاط ضعف و آتو گرفتن از سران دیگر قوا و فرماندهان سپاه داشت و «بگم بگم» را ورد زبان ساخته بود.
در دورانش، قبح فساد، ناکارآمدی و بی‌قانونی در کشور ریخت و کشور و حاکمیت را در چاهی افکند که نجات از آن تاکنون میسر نشده است.
به گزارش سازمان شفافیت بین‌المللی، دولت احمدی‌نژاد فاسدترین، کثیف‌ترین و نادان‌ترین دولت بعد از انقلاب بوده است؛ هرچند در اینکه این افتخار متعلق به دولت احمدی‌نژاد یا دولت رئیسی است، اختلاف‌نظرهایی وجود دارد.

این شد که این شد.

پایان/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جدیدترین مطالب